- هر کس ميتواند بدون هيچگونه تمايز مخصوصا از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر و همچنين مليت، وضع اجتماعي، ثروت، نسب يا هر موقعيت ديگر از تمام حقوق و کليه آزاديهائي که دراعلاميه حقوق بشرماده 2 ذکر شده است بهره مند گردد

جنبشهای مردمی و دزدان سابقه دار جنبشهادر ایران


در مورد ادعای سردمداری جنبش مردم واینکه آنها چه اهدافی را دنبال میکنند و ایا هدف مردم بر مسند قدرت رسیدن یکی از مهرهای سوخته رژیم بود یا اینکه نه بهانه ای برای اعتراض به تمامیت رژیم ملایان . سخنها گفته شد و در مقالات اصلاح طلبان و اصولگرایان به تفضیل به تشریح مواضع و حدود آنها پرداختیم و همچنین گروه سبزها که در دوران انتخابات دهم و اعتراض به تقلب در آراء داده شده از طرف اصلاح طلبان جوانه زد و در زمان انتخابات دهم قد علم کرد به تفضیل صحبت شد اما چرا هنوز برای گروهی این مسئله محرز نشده است که اصول گرایان چه اهدافی را پیروی میکنند .همين اصلاح طلبان همچنان بر پای بندی خود به نظام جمهوری اسلامی تاکيد می کنند و دغدغه فعلی خود را حفظ تمامیت نظام می دانند . اصلاح طلبان خود را پیروز انتخابات میدانند و میگویند که ما منتخب مردم هستم و میگویند که ملت حامی ما هستند . جای سوال است که باید از این اقایان پرسید حفظ نظام اسلامی چه معنا و مفهومی دارد سی یک سال این نظام حکومت کرد و خود شما هم در راس قدرت بوده اید و حالا میخواهید دوباره در راس حکومت باشید متاسفانه در این نظام اعتبار شما صفر شده و برگشت به قدرت امکان پذیر نیست ؟حالا باید مدافعان تاج وتخت خامنه ای بر مسند قدرت باشد و جای هیچ شبه ای نیست که نظام جمهوری باید تبدیل به نظام دیکتاتوری نظامی شود و این طراحان حفظ نظام هستند که میگویند چه کسانی بر مسند قدرت میتوانند باشند . و چه کسانی مهره سوخته هستند. و باید از حیطه قدرت و نظام دور باشند و هر چند بگفته خود همین اصلاح طلبان حفظ تمامیت نظام مهم است . و چنانچه حرکتی به ضرر نظام تما م شود با آن بمخالفت می پردازند ؟ باز جای سوال است که چه تمامیتی که بدون اعتراض و بدون طرح مشکل میتواند پا برجا باشد و چگونه بدون اینکه اعتراضی و یا استیضائی صورت گیرد خود بخود این تعیرات صورت میگیرد و آیا شما میتوانید و صلاحیت رهبریت جنبش را دارید حال که سمت وسوی قدرت در خلاف جهت شما ست و از نمیتوانید بهره قدرتی داشته باشید بعد از سی یک سال به فکر تغیر واصلاح آن ان هم در جهت منافع خود یاد زمانی که رفسنجانی ریاست جمهور بود تمام قدرت به رئیس جمهور تفحص شده بود بعد که رئیس مجلس شد تمام قدرت نظام در مجلس خلاصه گردید ووفتی که تمام دورهایش را زد مصلحت نظام را علم کرد و میخواست تمام قدرت را به مصلحت نظام بدهد که با مخالفت ومحدودکردن وی روبرو شد .

حال اقایان هم میخواهند همان دور را به اجرا گذارند که خود نظام و رهبریت با ان مخالف است تمام ازل ونصبها با نظریت مستقیم خامنه ای صورت میگیرد و خامنه ای برای مقابله با رفسنجانی و گروههای که در سایه در پی قدرت هستند مستقیما وارد میدان شده و به آقایان فهمانده که بقول معروف دنیا دست کیست . بعد از عدول از حیطه قدرت رهبریت خامنه ای و نفض بسیاری از کنشهای یک رهبر ؟ . و مخفیانه از طرف مراجع تذکراتی به وی داده شد ودر پی سفرهای اخیر ومتعدد خامنه ای برای کسب تائیدیه آیات ا عظم و ناخرسند بودن حوزه علمیه از عملکرد خامنه ای طی جریانات انتخابات و مخالف بودن با دخالت مستقیم خامنه ای در امر انتخابات و نادرست بودن از تائید نمودن یکی از کاندیداها که با اعتراض صریح آیات اعظام روبرو گردید . و عدول از رهبریت و سو استفاده کردن خامنه ای از منسب رهبریت در امر ریاست جمهوری و مخالفت صریح خامنه ای با ریاست جمهوری شدن اقایان حال اقایان یکی به نعل ویکی یه میخ میزنند . برای اصول گرایان بر مسند قدرت نشستن مهم است نه اهداف و آرمانهای ملت ایران /همیشه برای سرنگونی یک نظام در خود نظام قوانینی وجود دارد و می دانیم که تز و انتی تز با هم در یک سیستم وجود دارد. از آقایان بپرسید که شما که با قوانین نظام اشنا هستید و راههای اعتراض در چهار چوب نظام و رسیدن به نتیجه را میدانید چرا اقدامی اصولی و قانونی در هما ن نظام نکردید . آنها با خامنه ای مشکلی ندارند با رفسنجانی مشکلی ندارند وفقط میخواهند در این تقسیم قدرت برای خود قسمتی را تخصیص دهند ایا آنها نمیتوانستند که اعتراض خود را هم به مجلس و هم به مجلس خبرگان و مصلحت نظام ارائه دهند؟هنگامی که هيچ صدايی از افرادی که خواهان اصلاح نظام در چارچوب همين نظام هستند خطاب به نمايندگان مجلس خبرگان برای تغيير رهبر شنيده نمی شود و هيج استيضاحی خطاب به رهبر در مجلس خبرگان وصول نشده است ، بايد پذيرفت که اصلاح طلبان هيچگونه خواستی مبنی بر تغيير رهبر ندارند و اصلاحات مورد نظر ايشان بخش های ديگر نظام را شامل می شود و شخص رهبر فعلی را مناسب ترين فرد برای عهده داری وظايف رهبری در کشور می دانند و همچنان خامنه ای در ميان موافقان نظام شامل اصلاح طلبان و اصولگرايان هيچ مخالفی و یا معترضی وجود ندارد و یا اگر مخالفی هم هست در این میان ترجیح میدهند که فعلا اعتراضی نکند و سکوت را برگزیده تا شاید مبادا از این سفره گسترده طرد شود . اما آیا در این نظام میشود رسوخ کرد میشود با برگزاری تجمع در مقابل مجلس خبرگان صلاحیت رهبری را زیر سوال برد . میتوان در ایران طوماری از مخالفان نظام نوشت و آن را به مراجع ذی الصلاح بین المللی ارائه داد . و خواهان رفراندم شد میشود از طرق قانونی باز هم مجلس خبرگان را از ریشه و اساس برچید و ان را منحل نمود میشود در پی احقاق حقوق از دست رفته و نادید گرفته شده حفوق شهروندی .و اعتراض به سانسور اقداماتی کرد اما مستمر نبودن اعتراض و دست به عصا راه رفتن آقابان تمام حرکتهای مردمی را به بی راه کشاندند و عملا مبارزات خونین مردم را لوث و بی اثر کردند . و هنوز هم ادعای رهبری در حرکتهای مردمی را دارند اما به نوعی اینها خیانتکارانی بس خیانتکار تر از خامنه ای و دارودسته آنها است . و در عرصه سیاسی نباید به آنها مجال داد و صریحا انان را خائنین به مردم و آرامهانهای آنها دانست و هرگز با آنان اعئلاف و همراهی کرد بلکه باید با آنها همچون خامنه ای و جنایتکارانی که دستشان به خون جوانان و مبارزان ایران ااغشته است برخورد نمود و عرصه را برای جولان آنان باز نگذاشت و به همان جهت که بودند ضد خلق هدایتشان کرد . و خود ملت و مردم مبارزه را در دست بگیرند ونگذارند که این روباه صفتان فرصت طلب برای آنان خط مش تعین کنند به امید ازادی هر جه زودتر ایران از رهبریت دینی و داشتن یک نظام سکولار و بدور از تبعیض .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر